شرحی بر آثار بکت (قسمت اول)از کتاب بکت نوشته آرتو مکین آلوارز

مقدمه

شهرت و اعتبار ساموئل بکت در مقام استاد ادبیات مدرن قطعی و مورد تایید همگان است .اما این شهرت متکی بر آثاری است سرشار از ایهام و ایجاز و برخوردار از مضامین و آشکالی بس تکان دهنده و بی سابقه و آثار بکت که با گذشت زمان و به تبع نوعی منطق شعری تکیده تر و مرموز تر و زیباتر شده است به واقع مصداق بارز این حکم تئودور آدورنواند که <<زیبا شناسی همان تاریخ ژنهان رنج است>>

در اینجا به گفتار در مورد رمانهای بکت می پردازیم که به قول هوق کنر راسته ویرانی لقب گرفته است که لقبی بس ژر محتواست

بکت پس از آنکه در سال ۱۹۳۲ تدریس در دانشگاه را رها کرد تقریبا به حالت خانه به دوش پنج سال در لندن و نقاط مختلف اروپا به گشت و گذار پرداختو سر انجام در ۱۹۳۷ در پاریس سکنی گزید او در این دوره به محقق ولگرد لقب یافت  محصول این سیر و سلوک بی برنامه  یک مجموعه شعر نه چندان ارزشمند با نام استخوانهای اکو بود و نخستین رمان او (مورفی) که بدن جلب توجه در ۱۹۳۸ به چاپ رسید . تمام این ماجراها حال و هوای نوعی نمایش رو حوضی را داشت گویی که بکت می ترسید مبادا خونندگانش  خیال کنند او قهرمان خود و یا سبک ظریف شعری اش را خیلی جدی گرفته است  تما رمانهای این دوران بکت به اینجا خاتمه می یابد :خاکستری بر کف میخانه . تنها کسی که اجازه دارد .سیلیا .معشوقه ابله اما وفادار.

 

ادامه دارد