گُرگ ها

 

گُرگ ها

نمايشنامه ای از غلامحسین ساعدی

شخصيت ها :

فراش اول - فراش دوم - فراش سوم - فراش چهارم - فراش پنجم - سالدات روس

داستان در سال 1290 شمسی (1330 قمری) در شهر تبریز اتفاق می افتد.

صحنه : بالاخانه ای در یک ساختمان متروک که پنجره ی بزرگ و بدون شیشه اش به حیاط خلوت گودی نگاه می کند، و یک در، در زاویه چپ و جلوی اطاق، که از داخل بسته شده است. از پنجره ی باز آسمان گرد و خاک گرفته و بریدگی های لبه ی یک کوه، در دوردست و نوک درختانی که به فاصله قرار گرفته اند، پیداست و نشان می دهد که صحنه ی نمایش در جای بلندی واقع شده است. بخاری دیواری با گچ بریهای ریخته اش بر دیوار مقابل در قرار دارد.

صحنه لخت و خالی است، جنازه ای وسط اطاق افتاده. چند ثانیه ای صحنه خاموش است و بعد صدای پایی روی پله ها شنیده می شود. در بسته است.

صدای مرد: (از پشت در ) آهای، اون تو کیه؟ در رو وا کن (در را میکشد) میگم در رو وا کن (مکث) میدونم اون تو چه خبره، میگم وا کن، و الاّ در رو میشکنم. (چند مشت به در می زند) هر کی هستی میگم وا کن، میدونی من کیم؟ فراشباشی ام، با شمام، با توام. خودتو به موش مردگی نزن، در رو وا کن. شکستن در کاری نداره، نمی خوام سر و صدا بلند شه، وا نمی کنی؟ (دوباره چند لگد میزند) من میدونم چه خبره، همه چی رو بهم گفته ان، جلو حموم بهم گفته ان: جنازه ی «یاشا» اینجاس. حالا که فهمیدی و میدونی که همه چی رو میدونم، دیگه معطل نشو، راه فرارم که نداری. می خوای خودتو از پنجره پرت کنی پائین؟ بکن، با توام، اگه در رو وا نکنی با جون خودت بازی کردی، تو که کارتو کردی. اما من فقط جنازه شو میخوام. گوش کن قول میدم که کاری باهات نداشته باشم، من دنبال قاتلش نیستم، من مرده ی «یاشا» رو میخوام. واسه هزار منات «میلر» (کنسول روس آنزمان در تبریز). نمی شنوی؟ (در را گرفته و محکم میکشد و با نعره) پدرسگ زن قحبه، میگم در رو وا کن (چند مشت دیگر میزند) آهای، گوش کن، قول میدم، قسم میخورم که کاری باهات نداشته باشم، میخوایی در رو وا کن و بیا برو. حاضری؟ نیستی؟ جوابمو نمیدی، هر قدر بیشتر بازی دربیاری به ضرر خودت تموم میشه. (چند لحظه سکوت) گوش کن، یه چیز دیگه، من میرم پایین و منتظر میشم تو هم جنازه رو یه جا پرت کن پائین، من دیگه کاری باهات ندارم، خودت بمون اینجا، خب، باشه؟ (در را تکان میدهد) میدونی؟ من از اونا نیستم که زود دست بکشم و برم، اما آدم بدجنسی هم نیستم. من کاری با خودت ندارم، فقط جنازه ی «یاشا» رو میخوام. گوش میکنی؟ تنها من نیستم که دنبال جسدم. خیلی ها، آره همه ی فراشها، آدمهای بیگلربیگی، قزاقهای اعتمادالدوله، خود سالداتها(سربازها به زبان روسی)، همه ی گدا گشنه ها، برا پیداکردن جسد همه ی سوراخ سُنبه ها رو زیر و رو می کنن. آخر پیدات میکنن، منتهی اگه گیر یه آدم ناجنس بیفتی کلک خودتم کنده اس، بهم گفته ان جسد اینجاس، اگرم پیدا نشه من درستش میکنم، خوبم درستش میکنم، یه دست لباس تن مرده کردن که کاری نداره (چند ثانیه سکوت) گوش کن تو که کارت تموم شده، بیا بیرون و بزن به چاک (مکث) آهای (به در میکوبد) مجاهد باشی، مشروطه چی، گوش میکنی یا نه؟ اگه حالا بجای من برادرزاده ی «غریب خان» بود کلکتو میکند آ. اون که فقط دنبال جسد «یاشا» نیس، پی عموشم میگرده، خیال داره جای عموی گم و گورشده اش صدتا از شماها رو بفرسته به درک (مکث) چه مرگته؟ میخوای همه اش روضه بخونم؟ (در رو محکمتر میکشد و بعد با قنداق تفنگ چند ضربه ی محکم میزند) میگم واکن. پس حالا که اینطور شد، د بیا. (ضربه شدیدی به در میخورد) اینم یکی دیگه (ضربه شدیدتری میخورد و در باز میشود، ابتدا لوله تفنگی وارد اطاق میشود و بعد سر فراشی اطاق را ورانداز میکند و بهت زده به داخل میاید و با احتیاط کنار مرده میرود و نگاه میکند، خورجینی به پشتش بسته است) این که روس نیس؟ (جنازه را برمیگرداند و نگاه میکند) از خودی هاس (کلاه مرده را برداشته و نشانش را نگاه میکند) فراشم که هس، کی میتونه باشه؟

ادامه مطلب

ادامه نوشته

فراخوان

             

این پست تا آخر ماه خرداد ثابت خواهد بود و بقیه پستها زیر این پست خواهد بود

                                   فراخوان

 

 پانتوميم

نخستين جشنواره دوسالانه سراسري پانتوميم هنرجويان هنرستانهاي هنرهاي زيبا

 

  

هنرستان استاد ابوالحسن اقبال آذر تبريز با همكاري اداره ي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي و هنرستان كوثر تبريز نخستين جشنواره دوسالانه سراسري پانتوميم هنرجويان هنرستانهاي هنرهاي زيباي  تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي  با هدف نوآوري و شكوفايي هنرجويان در مرداد ماه 1387 برگزار مي كند.

 

 

 

 

 

 

 

 الف ) موضوع :

 

1-    مضامين  انساني و  اخلاقي .

2-    مضامين شهروندي .

3-    آزاد.

 

 ب) شرايط

 

1-    جشنواره ويژه هنرجويان هنرستانهاي تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد .

2-    هرنمايش پانتوميم بايد حداقل 15 دقيقه و حداكثر 30 دقيقه باشد.

3-    رعايت استاندارد هاي پانتوميم الزامي است .

4-    از هر هنرستان دو نفر درمقام سرپرست و استاد راهنما پذيرش خواهد شد.

5-    محدوديتي در ارسال آثار وجود ندارد

6-     آثار ارسالي به صورت لوح فشرده   CD/ DVD به تعداد 3 نسخه براي بازبيني الزامي است .

 

 ج) گاه شمار:

 

    1- مهلت ارسال براي بازبيني : 10مرداد ماه 87.

    2- اعلام نتايج بازبيني : 15 مرداد ماه 87.

    3- زمان برگزاري جشنواره : 23 تا 25 مرداد ماه 87 .

 

 نشاني :

    تبريز- خيابان رسالت خيابان استاد اقبال آذر  هنرستان استاد ابوالحسن اقبال آذر

    تلفن : 04114410155  -  04114410141

    تلفکس دبیرخانه:۰۴۱۱۴۴۲۹۷۹۷ 

www.eghbalazarartschool.com  

 

 

این پست تا آخر ماه خرداد ثابت خواهد بود و بقیه پستها زیر این پست خواهد بود