یادداشتی به نمایش " میراث "

  نویسنده : استاد بهرام بیضایی

    کارگردان : علی شکیبا

تئاتر میراث گران بهایی است

 

در روزهایی که تئاتر و نمایش وضع اسفباری را می­گذراند دیدن نمایش به ویژه در تالار تربیت اتفاق عجیب و غریبی می­نماید!از مقابل تالار تربیت می­گذشتم که مسیر همه روزه و دائمی من به خانه است که هنرجویان هنرستان اقبال آذر یا بهتر بگویم بچه­های تئاتری را دیدم که مرا به دیدن نمایش دعوت کردند؛بچه­هایی که سال پیش از نمایش" خشم و هیاهو"یشان به وجد آمده بودم و اکثر تماشاگران را راضی از سالن بدرقه کرده بودند.دوست داشتم یکبار دیگر کارشان را با یک نمایشنامه دیگر به روی صحنه ببینم به خصوص اینکه متوجه شدم نمایشنامه­ای از آقای بیضایی را اجرا خواهند کرد،نمایشنامه­ای که مثل دیگر نمایشنامه­های آقای بیضایی میراثی است گرانبها برای ادبیات نمایشی و بچه­های نمایش در ایران؛

 بدون تعارف اجرا از توقع من بالاتر بود و بچه­های هنرستانی اجرایی داشتند که مانند سال گذشته حلاوت و شیرینی خاصی داشت.کارگردانی نمایش ساده و به دور از هیاهوهای معمول صحنه­ای،فکر را به روی صحنه برای مخاطبش عرضه داشت؛شیوه­ی اجرایی اعم از طراحی میزانسن­ها،استفاده از ابزار ،طراحی لباس و ... در راستای معینی حرکت می­کرد،هر چند می­شد با کمی توجه بیشتر در ورود و خروج بازیگران تماشاگران را از اشتباه درآورد ؛ چرا که بعضی اوقات قراردادهای ورود و خروج بازیگران فراموش می­شد؛اما آنچه می­توان در موردش نوشت و گفت اینکه بازیگران خوب،مودب و در عین حال توانای این نمایش هستند که با تمام انرژی به روی صحنه می­روند و تنها به یک هدف و آنهم جلب مخاطب و تمرکزش بر روی صحنه،فکر می­کنند؛بازیگرانی که اکنون موقعیت­ها را می­شناسند و از لحظه­ها به نحو احسنت استفاده می­کنند- و اگر اغراق نکرده باشم – چنان پخته عمل می­کنند که گویی سالهاست به روی صحنه­اند و این رمز موفقیت آنان است" تماشاگر نباید از نمایش جدا شود و باید تماشاگر را مقهور خود کرد ".

ایجاد لحظات طنز و کمدی موقعیت آنهم در نمایشنامه­ای که نویسنده­اش را همه به استادی می­شناسیم،کار آسان و ساده­ای نیست.درک درست از شخصیت بازی ، بیان مناسب ، حس گیری صحیح ، ایست مناسب بر روی صحنه،استفاده­ی مناسب از ابزار،ارتباط مناسب با شخصیتهای مقابل و کلا" ارتباط با فضا و اتمسفر نمایش را بر روی صحنه به خوبی می­تون دید ؛ به طور مثال بازیگر نقش "بزرگ آقا" مبانی اصول بازیگری را در قالب نقش­های مختلف به خوبی بر روی صحنه اجرا می­کند و یا بازیگران نقش­های "دزد" با اینکه بازی بدون دیالوگ دارند اما با استفاده از حرکات مناسب و درخور و استفاده از آوا در شرایط خاص که به جا نیز می­نماید، در خلق موقعیتهای کمدی و لحظه­های طنز خوب عمل می­کنند؛ کاری که به جرات می­توان گفت در اکثر نمایش­ها و تئاترهایی که موسوم به کارهای حرفه­ای در سطح شهر و یا در جشنواره­ها که اکنون هم هست و دیده­ایم ، نمی­توان مشاهده کرد، چه به لحاظ طراحی ، چه کارگردانی و چه به لحاظ بازیگری. 

                             

به طور کلی می­توان گفت این نمایش نیز مانند اجرای قبلی گروه علاوه بر اینکه اصول و تکنیک را داشت، لذت و حلاوتی را به تماشاگر منتقل می­کرد که طعم شیرینش در اذهان و یادها باقی خواهد ماند. به امید کارهای بهتر از این گروه نمایشی جوان.

 

                                               

                                                               

 با تشکر از 

    سعید ذوالفقاری

بازیگر و دانشجوی کارشناسی کارگردانی