انعطاف گداگونه ی چشمه

ناگفته های کوه _ این حجم سنگین سکوت_ را

چه غریبانه عیان می سازد


....................


در کلیسا بسته شد

دستش را در آب انداخت

و بر اعتراف گنه کرده

دهانش را گل گرفت

پدر


...................


محال بود به زندگی برگردد

بی حضور کاج

شاخه ی تاک