امیر علی آذر طلعت
شعرهایی از کتابهای بریده ی خواب و با یک تفاهم ساده ی استاد عزیزم آقای امیر علی آذرطلعت
بریده ی خواب
:ماه را از نگاه سنگها دزدیدن
رویای کودکانه است
اما خواب چینی ستارگان
فرصت مناسبی ست
برای درو کردن شب
در بن بستی که به سر بالایی صراحت می پیچد
و من تمام خیرگیها را
در سنگ فرش خیابان خلاصه می کنم
و در تفاصل دو همسایه
به دنبال اسباب بازی کودکی ام
که سالها قبل
در خانه ی اقوام ناتنی خویش گم کرده ام
همه جا را پشت پا می گذارم
حتی بازارچه ی محل که
پر از اسارت نگاههای مشوّش است
با یک تفاهم ساده
:گیسوانت را رها می کنی
شب از شانه هایت می آویزد
ومن سوار بر ستاره ی اشک
کهکشانی را می جویم
که در ژرفای نگاهت گم کرده ام
سخت است
تیرگی را پیمودن
یک امشبی
پنجره ات را باز کن
تا بر کفایت روشنی برسم
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 18:53 توسط علی شکیبا
|
این وبلاگ مختص گروه 12تئاتری می باشد و مطالب این وبلاگ جز مطالب هنری چیز دیگری نیست،ما 12 نفر سعی خواهیم کرد که با این وبلاگ خودمان و هنرمان را به همه بشناسانیم.