چند دیالوگ 3
صحنه:خورشید در قسمت غرب و ماه در قسمت شرق قرار دارد،اسمان دیده می شود،برف می بارد و هوا مه الود است،باد می وزد و تماشاگران گاهی هوای سرد و گاهی هوای گرم را حس می کنند،روی صحنه گلهایی پژمرده در کنار گلهای سالم دیده می شود،زمین نیمه اسفالت و نیمه خاکی است،جلوی صحنه با میله های زندان بسته شده است.
ادمها:۱و۲
۱:نیومد
۲:میاد
۱:اگه نیاد؟
۲:شایدم نیاد
۱:اگه بیاد؟
۲:شایدم بیاد
۱:میاد
۲:نمیاد
۱:شاید نیاد
۲:ولی میاد
۱:نیاد بهتره
۲:بیاد بهتره
۱:بیاد یا نیاد؟
۲:شاید بیاد شاید نیاد
۱:حس می کنم داره میاد
۲:نیومد
۱:میاد
۲:نمیاد
۱:میاد
۲:میاد
۱:مطمئن نیستما نیومد چی؟
۲:خوب نمیاد
۱:کاش بیاد
۲:خوب بیاد
۱:اومد،اومد
۲:اره اومد
۱:کی اومد
۲:اومد دیگه
۱:بابا نیومد
۲:اه نیومد
۱:مارو سر کار گذاشته
۲: سر کارمون گذاشته
۱:دلم میخواد بیاد
۲:اره بیاد
۱:نه نیاد
۲:اخرش بیاد یا نیاد
۱:هم بیاد هم نیاد
۲:نمی خوای بمیری؟
۱:تو می خوای بمیری؟
۲:نمیدونم
۱:منم نمیدونم
۲:پس منتظرش بمونیم
۱:منتظرش میمونیم
پرده.
یاشار نوری
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 22:26 توسط یاشار نوری
|
این وبلاگ مختص گروه 12تئاتری می باشد و مطالب این وبلاگ جز مطالب هنری چیز دیگری نیست،ما 12 نفر سعی خواهیم کرد که با این وبلاگ خودمان و هنرمان را به همه بشناسانیم.