هر دم و بازدمی که فقط به درد زنده ماندن می خورد بوی خون می دهد،هر جای که می بینم بدبختی ست،هر سخنی که می گویند تهوع آور است،خنده ها گریه می کنند،شادی ها غمگینند،زندگی مرگ است،دیگر امیدی نمانده،امیدی برای ازاد شدن،خودمان ازادی را به  زنجیر کشیده ایم...